X
تبلیغات
رایتل
پرچین
  
 مجموعه شعرها
 
آرشیو
 
شنبه 9 اسفند‌ماه سال 1382
قوها و لاکپشت

این رو اینجا مینویسم. میدونم خیلی سیاهه. منم اونو وقتی نوشتم که تلخ و سیاه بودم و خیلی تنها.قصد توهین به هیچکس نیست و همش به خودم بر میگرده....





شما را میگویم

                          شما دو قوی زیبا

گردن  فراز، زیبا ، پاک

بالها گشاده به پرواز تلخ به سرزمینی دور

پا سفت کرده چنین به چیدن همه ریشه ها

که در این مرداب عفن دوانیده اید..

جایی که در آن عشق پاره کردن لبهاست

و هرزگی با  صیغه ای تطهیر میشود

"دلتنگم" اغوایی است شرم آور

و " دوستت دارم" دروغی بزرگ

جایی که "دوشیزه رویاها"  پتیاره ای هرزه گرد بود

 

جایی که آمار انتخابات مهمتر است از انفجار بزرگ بی لیاقتی

 و دشتی پر از اجساد تکه تکه

آنجا که انسانها در صفها می ایستند تا آزادی را به قیمت  مهرشناسنامه بفروشند

و دم یعنی تنفس همه ذرات مسموم در هوا و تزریق آن در خون

 

شما را میگویم

                          شما دو قوی زیبا

گردن  فراز، زیبا ، پاک

بالها گشاده به پرواز تلخ به سرزمینی دور

پا سفت کرده چنین به چیدن همه ریشه ها

که در این مرداب عفن دوانیده اید..

من لاکپشتی هستم

مانده سالها در این مانداب کژ

چوبی را که به دندان گرفته ام

به منقار بر گرفته به پرواز آیید

شاید "اگر نه رها زیستن، مردن به رهائی"

رضا-اسفند ۸۲


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 189831


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها