X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری
پرچین
  
 مجموعه شعرها
 
آرشیو
 
یکشنبه 10 اسفند‌ماه سال 1382
دریاچه نقره ای

اینو تقدیم میکنم به همه اونایی که صادقانه دوست میدارند. و برای آنکه مرا به دریاچه نقره ای برد جایی نزدیک همین مرداب...
این مطلب ادامه مطلب قبلی است شاید.اون رو هم بخونید.




بی آنکه خود خواسته باشی

یا حتی بدانی

در آن دورجای تکیه گاهم بودی

حتی اگر میعادها دورا دور

ودیدارها دیرا دیر بوده باشد


زیرا تو خوبی

تو پاکی

دروغ نمیگویی

تو سرچشمه پاکی در کویر
ومن کبوتر خونین بال که زخمهایم را در آن میشویم
و قلبت همچون آیینه صافی است

 

من از شعرم آیینه ای میسازم

و در برابر آیینه ات میگذارم

و از انعکاس تو در توی آیینه ها

دریاچه ای نقره ای  میسازم

آنگاه در کنار دریاچه مینشینیم آرام

تو ترانه ای قدیمی را سر میدهی

ومن تکه های ماه را در سطح آب میشمارم

تا آن لحظه که ماهی قرمز یقین

آن "ماهی گریز"

از لابلای انبوهی خزه های اعماق دریاچه

راهی بسوی قلبت بجوید

و تو دیگر از مرد شاعر

هراسی در دل نداشته باشی


رضا-اسفند ۸۲ 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 189955


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها