X
تبلیغات
رایتل
پرچین
  
 مجموعه شعرها
 
آرشیو
 
شنبه 13 تیر‌ماه سال 1383
یه شعر قدیمی

این شعر قدیمی رو خیلی دوست دارم. گمش کرده بودم. امروز وقتی اتاقمو جابجا میکردم دستنویسشو پیدا کردم:


آواز غمگین در شام آخر:

آن دست لرزان بر زخمه تار
جسم گریزان در زیر باران
آواز غمگین در شام آخر
آن چشم گریان همچون بهاران
مانند رویا در خواب شیرین
همچون ترانه در جمع یاران
هرگز ندانست در قلب من بود
مانند نوری در سایه ساران

رضا- زمستان ۱۳۷۷




Time to Say Goodbye
Alfred Gockel


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 189855


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها