X
تبلیغات
رایتل
پرچین
  
 مجموعه شعرها
 
آرشیو
 
شنبه 17 مرداد‌ماه سال 1383
دریچه

این شعر را یکی به من هدیه کرد. کسی که چون دریچه ای روبرویم بود


دریچه ها

 

ما چون دو دریچه روبروی هم

آگاه زهر بگو مگوی هم

هر روز سلام و پرسش و خنده

هر روز قرار روز آینده

 

 

عمر آینه بهشت، اما... آه

بیش از شب و روز تیر و دی کوتاه

اکنون دل من شکسته و خسته ست،

زیرا یکی از دریچه ها بسته ست

نه مهر فسون ، نه ماه جادو کرد

نفرین به سفر که هر چه کرد او کرد..

 

مهدی اخوان ثالث


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 189857


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها